تبليغاتX
DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-strict.dtd"> راز دلکم

راز دلکم

..ای کاش وجودم به معصومیت یک شاخ گل رز پاک می ماند

***من هنوز عاشقتم***

مي نويسم براي تو اي كه از من دور شده اي بخوان

و باور كن. هم براي تو مي نويسم هم براي قلبم. تعجب

نكن كه ديگه واسه چي به قلبم آخه قلب من هميشه

با توست اول تو اي دل من بس است ديگر تا كي دلخوشي

با جملاتي چون به عشق تو اسيرم براي تو مي ميرم

هرگز نرود ياد تو از دل من مگر آنروز كه در خاك

شود منزل من و.... نه ديگر اين جملات نمي تواند مرحمي

باشد بر دل زخم خورده ام. جملاتي كه در نگاه اول پر از

احساس ولي در باطن .... و اينك تو اي نامهربان:شبها

چشم هايت براي من مي گريست و روزها منتظر نگاه من

( واسه جور شدنش اين تيكه رو گفتم ) ولي امروز فقط

براي فريب دادن بيدار مي شوند ابروانت چون كمندي بود

ولي امروز فقط براي ساز مخالف زدن به كار مي رود

لبانت هميشه آهنگ عشق سر مي دادولي امروز نغمه ي

جدائي قلبت را نگو كه خانه ي عشق بود مهربان بود

پر از مهروصفاولي امروز تكه سنگي بيش نيست دستانت

كه در سردترين لحظاتم تنها اميد دهنده و گرمابخش

وجودم بود امروز در سرد ترين لحظاتم يادم نمي كند

چه رسد.....نه ديگر امروز نه ترانه اي مي خواهم نه

شاخه گلي براي دلخوشيم آخه عشق كه تو اين زمونه

معنايي نداره نه ديگه نمي خواهم از من كدن التماس يا

كه توصيف كنندمرا همچون گل ياس.....

نه ديگر عاشق شدن كار بيهوده اي است نه ديگر عاشق

نمي شوم ساده ام ديوانه نمي شوم ديوانه شدم ليلي نمي شوم

ليلي شوم مجنون نمي خواهم . ولي نميدانم چرا نمي شود عاشق

نشد. به هر حال نوشتم و در پايان مي نويم اي كه خواندي

حرفهاي دلم را من هنوز عاشقتــــــــــــــم.........

هنوز عاشقتـــــم...

+نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت14:56توسط دختر خسته | |

اگه با ديدن من غم رو دلت جون ميگره

ميميرم كه تا ابد قلب تو آروم بگيره

اگه با بودن من باغ تو ويرون نميشه

ميرم اما ميدونم دل بي تو ديوونه ميشه

مرهمي از شب چشات واسه قلبم نداري

خورشيدي اما خبر از دله تنگم نداري

هرچي كه درد منه باشه الهي خوشيتون

كاشكي قربوني بشم توراه عاشق كشيتون

فكر نكن كه بي كسم خدا به دادم ميرسه

كوه به كوه  نمی رسه ولي آدم به آدم ميرسه


+نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت18:46توسط دختر خسته | |

اگه چشمات پرسيد بگو نديدمش... اگه گوش هات پرسيد بگو

 

نشنيدمش... اگه دستت لرزيد بگو مال سرماست... اما اگه دلت لرزيد به

 

خودت دروغ نگو دوستش داري!

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت18:45توسط دختر خسته | |

خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن

 

ز غمهای دگر غیر از غم عشقت رها کن

 

تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری

 

شکسته قلب من، جانا به عهد خود وفا کن

 

خدایا بی پناهم، ز تو جز تو نخواهم

 

اگر عشقت گناه است، ببین غرق گناهم

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت18:41توسط دختر خسته | |

بذار خیال کنم هنوز ترانه هامو می شنوی

 

هنوز هوامو داری و هنوز صدامو می شنوی

 

بذار خیال کنم هنوز یه لحظه از نیازتم

 

اگر تمومه قصه مون، اگر ترانه سازتم

 

بذار خیال کنم هنوز پر از تب و تاب منی

 

روزا به فکر دیدنم، شبا پر از خواب منی

 

بذار خیال کنم تو دلتنگیات

 

غروب که می شه، یاد من می افتی

 

تویی که قصه طلوع عشقو

 

گفتی و دوستت دارمو نگفتی

 

بذار خیال کنم منم، اون که دلت تنگه براش

 

اونی که وقتی تنهایی، پر می شی از خاطره هاش

 

اون که هنوز دوسش داری، اون که هنوز هم نفسه

 

بذار خیال کنم منم، اونی که بودنش بسه

 

دوباره فال حافظ و دوباره توی فالمی

 

بذار خیال کنم، بذار، اگر چه بی خیالمی

+نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت21:41توسط دختر خسته | |

همیشه از گرمای وجودش احساس امنیت می کردم اما هیچ

 

وقت بهش نزدیک نمی شدم. با این که بهش احتیاج داشتم,

 

خیلی ازش می ترسیدم. تا این که یک روز زندگیمو خاکستر کرد

 

اما هنوز هم تو زندگیم جا داره چون من عاشق سرخی شعله

 

ها و شرور بودنش هستم.

+نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت18:20توسط دختر خسته | |

 
 
 
اگه یکی رو دوست داشته باشی

نمیتونی تو چشماش زل بزنی

نمیتونی دوریش رو تحمل کنی

نمیتونی بهش بگی چقدر میخوایش

واسه همینه که عاشقا دیوونه میشن

+نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت14:22توسط دختر خسته | |

 

عشق رازی است مقدس

برای کسانی که عاشق اند , عشق برای همیشه بی کلام می ماند

اما برای کسانی که عشق نمی ورزند , عشق شوخی بی رحمانه

ای بیش نیست.

 

+نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت14:15توسط دختر خسته | |

آنکس که میگفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد.

رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه میرفت.

صدای خش خش برگ ها همان آوازی بود که من گمان میکردم...

می گوید:دوستت دارم.
 

+نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت16:24توسط دختر خسته | |

آه اگر راهی به دریا بیم بود

 

از فرو رفتن چه پروا بیم بود

 

گر به مردابی ز جریان ماند آب

 

از سکون خویش نقصان یابد آب

 

جانش اقلیم تباهی ها شود

 

ژرفنایش گور ماهی ها شود

+نوشته شده در سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت23:27توسط دختر خسته | |

 خود را به دست باد می سپارم. می خواهم کاخ آرزوهایم را که

 

از تو در قلبم ساخته ام, به باد نشان دهم تا ویرانش کند. می

 

خواهم همه نشانه هایی را که برایم نویدی از با تو بودن بود را

 

بسوزانم. آتش و باد همکاران خوبی اند اما نمی دانم چرا این

 

کاخ اینقدر محکم است که حتی زلزله هم حریفش نمی شود.

 

پس خود را به دست تقدیر می سپارم تا او حکمی برای بی

 

وفایی هایت صادر کند.

 

+نوشته شده در سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت14:31توسط دختر خسته | |

هنوزم در پی اونم که می شه عاشقش باشم

 

مثل دریای من باشه، منم چون قایقش باشم

 

هنوزم در پی اونم که عمری مرههم باشه

 

شریک خنده و شادی، رفیق ماتمم باشه

 

هنوزم در پی اونم که عشقش سادگی باشه

 

نگاه های پر از مهرش پناه خستگی ام باشه

 

می گن جوینده یابنده است

 

ولی پاهای من خسته است

 

من حتی با همین پاها می رم تا حدی که جا هست

 

هنوزم در پی اونم که اشکامو روی گونم

 

با اون دستای پر مهرش کنه پاکو

 

بگه جونم، بگه جونم نکن گریه منم اینجا

 

بذار دستاتو تو دستام

 

تو احساس منو می خوای و منم ای وای تو رو می خوام

 

خدایا عشق من پاکه

 

درسته عشقی از خاکه

 

منم اون عاشق خاکی که از عشق تو دل شاده

+نوشته شده در سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت14:30توسط دختر خسته | |

اگه با تو بودن اشتباهه

 

اگه تو رو خواستن اشتباهه

 

اگه عاشق تو بودن اشتباهه

 

اگه برای تو مردن اشتباهه

 

پس بذار تو قشنگترین اشتباه زندگی من باشی

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت22:50توسط دختر خسته | |

گریه نکن دلکم، گریه نکن

 

من اومدم. آره اومدم تا همیشه پیشت بمونم. آره من اومدم، ولی یه کم

 

دیر. ولی اشکالی نداره مهم اینه که دیگه می خوام باهات باشم تا آخر

 

عمرم. مگه خودت دوست نداشتی که همیشه باهام باشی.

 

چشاتو وا کن گلم، ببین من اومدم، ببین دستام توی دستاته، ولی

 

دستات چقدر  سرده آخه چرا؟؟؟ نازنینم نکنه سردته؟؟؟

 

ببین گلم دارم گریه می کنم. تو که دوست نداشتی من گریه کنم

 

همیشه می گفتی دوست ندارم اشکای گلم نازنینمو ببینم، ولی چرا

 

الآن حرفی نمی زنی؟؟؟ حالا چشاتو وا کن گلم، چشاتو وا کن. ببین

 

چشام به خاطر تو گریونه، پس نذار از چشام بارون بباره. چشاتو وا کن

 

گلم. منو ببین چشاتو واکن، قسم می خورم به کسی نمی گم که پیش

 

توم آخه اگه بگم تورو ازم می گیرن. به کسی نمی گم که تو اینجایی آخه

 

اگه بگم تو رو یه جای دور می برن.

 

چقدر قشنگ خوابیدی. چقدر زیبا شدی، زیباتر از قبل. ولی چرا جوابمو

 

نمی دی چرا؟؟؟؟ مگه دوست نداشتی منو ببینی حالا که من اومدم چرا

 

باهام حرف نمی زنی؟ چرا چشاتو بستی؟

 

باشه من منتظر می مونم تا از خواب نازنینت بیداری شی. ولی فقط

 

یه کلمه بگو کی بیدار می شی؟ کی؟ من تا کی باید منتظرت بمونم تا

 

کی؟

 

همه بهم می گن تو خوابیدی واسه همیشه ولی من می گم نه تو بیدار

 

می شی! بیدار می شی که تا همیشه پیشم باشی! بیدار شو. بذار

 

حرفمو به همه ثابت کنم. بیدار شو، نذار بگن من تو رویام، نذار بگن توی

 

خوابم، نذار بگن من دیوونه شدم، جون من بیدار شو، تو رو خدا بیدار شو

 

ببین من اومدم، من من من من من من. چرا جوابمو نمی دی؟ نکنه نمی

 

خوای باهام باشی، نکنه دیگه دوسم نداری، نکنه عاشق کس دیگه ای    

 

شدی، گلم چشاتو وا کن بیدار شو. دیگه خسته شدم خسته. بیدار شو

 

بهم بگو که حرف دیگرون درست نیست، بگو که اشتباهه، بهم بگو که تو

 

فقط برای چند ساعت خوابیدی، اونم واسه استراحت. نگو که می خوای

 

واسه همیشه تو خواب باشی. بیدار شو که اون نگاه گرمتو ببینم.

 

باشه دیگه گریه نمی کنم، دیگه بهت التماس نمی کنم. ولی فقط ازت

 

می خوام بذاری من هم واسه همیشه کنارت باشم، بذار من هم واسه

 

همیشه چشامو ببندم، بذار من هم کنارت بخوابم، منم دلم می خواد

 

عین تو استراحت کنم من هم خسته ام عین خود تو پس بذار واسه

 

همیشه کنارت باشم خواهش می کنم....

 

 

+نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت20:52توسط دختر خسته | |

سه چيز در زندگي هيچگاه باز نمي گردند: زمان، کلمات و موقعيت ها.

 

سه چيز در زندگي هيچگاه نبايد از دست بروند: آرامش، اميد و صداقت.

 

سه چيز در زندگي هيچگاه قطعي نيستند: رؤيا ها ، موفقيت و شانس .

 

سه چيز در زندگي از با ارزش ترين ها هستند: عشق، اعتماد به نفس

 

اگه تو دنيا هيچي نداشته باشي مطمئن باش سه چيز هميشه مال تو

 

هست:خداي مهربون، فکراي قشنگ وقلب کوچيک من

+نوشته شده در شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت16:6توسط دختر خسته | |

خداحافظ همین حالا، همین حالا که من تنهام

 

خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام

 

خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید

 

به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید

 

اگه گفتم خداحافظ، نه این که رفتنت ساده است

 

نه این که می شه باور کرد دوباره آخر جاده است

 

خداحافظ واسه این که نبندی دل به رویاها

 

بدونی با تو و بی تو همینه رسم این دنیا

 

خداحافظ همین حالا...                        

+نوشته شده در جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت13:2توسط دختر خسته | |

سه چيز در زندگي هيچگاه باز نمي گردند: زمان، کلمات و

 

موقعيت ها. سه چيز در زندگي هيچگاه نبايد از دست بروند:

 

آرامش، اميد و صداقت. سه چيز در زندگي هيچگاه قطعي

 

نيستند: رؤيا ها ، موفقيت و شانس . سه چيز در زندگي از با

 

ارزش ترين ها هستند: عشق، اعتماد به نفس و اگه تو دنيا

 

هيچي نداشته باشي مطمئن باش سه چيز هميشه مال تو

 

هست:خداي مهربون، فکراي قشنگ وقلب کوچيک من

+نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت22:12توسط دختر خسته | |

می دونستی که اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟

 

چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی اما اشک رو فقط برای

 

کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی.

 

+نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت22:3توسط دختر خسته | |

آمدی چه زیبا...

 

گفتم دوستت دارم چه صادقانه...

 

آغوشم برایت باز شد چه ابلهانه...

 

با تو خوش بودم چه کودکانه...

 

همه چیزم شدی،چه زود...

 

به خاطر یک کلمه مرا ترک کردی،چه ناجوان مردانه...

 

نیازمندت شدم، چه حقیرانه...

 

واژه غریب خداحافظی به میان آمد،چه بی رحمانه...

 

ومن...

 

سوختم، آه چه عاشقانه...

 

ولی هنوز هم دوستت دارم...

+نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت18:47توسط دختر خسته | |