|
چه بی صدا شکستم.. خدا می شه یه قدم بیای پایین؟؟
روزی که آدم از درخت سیب چید، حسرت متولد شد. می دونی چرا؟؟ اگر آن سیب را نمی چید، همواره در افسوس و حسرت طعم سیب باقی می ماند و وقتی چید حسرت زندگی در آنجا برای همیشه با او باقی ماند.. دیگر از هیچ درختی، سیب نمی چینم.. پ ن: چتر نمی خواهم حس کاکتوسی من باران می خواهد..
من کچل نیستم ولی تو خیال کن هستم.. دست از سر کچلم تو رو خدا بردار.. گوشی تلفن مثل بستنی یخ زد!! اینقدر فوت نکن لعنتی.. جامعه آزار..!! صدای چیست؟؟ دلت شکست؟؟ نازی!! زحمتی بکش تا نرفته در پامان.. این خرده شیشه های دلت را سریع تر بردار.. عصبانی شدی؟؟ اما این یکی را به خاطر بسپار: شنبه شب آش داریم.. کاسه را بفرست تا یواشکی بزنم بشکنم.. پ ن: نمی دونم چرا یهو یاد اون دختری افتادم که داشت دلداریم میداد می گفت: دنیا این طور نمی مونه، منم مثل تو عاشق بودم 3 سال باهاش بودم که یه روز بهم زنگ زد و گفت می خوام ببینمت، منم دلم واسش تنگ شده بود با اینکه هوا بارونی بود رفتم پیشش، داشتیم قدم می زدیم دستام تو دستاش بود احساس خوبی داشتم تا اینکه بهم گفت عاشق شده، بهش خندیم و گفتم عاشق من؟؟ سرشو انداخت پایینو گفت عاشق یکی دیگه!! دلم شکست دستشو ول کردمو برگشتم خونه.. بهم زنگ زد که حلالش کنم ولی هیچی نگفتم، بعد از یکسال تونستم فراموشش کنم.. ازش پرسیدم حلالش کردی که سکوت کرد..
چیزی نگو قسم نخور تمومه حرفات یه دروغه.. کسی نگفت خودم میگم خونه قلب تو شلوغه.. چیزی نگو لیاقتت عشق مقدسم نبود.. حس می کنم نبودی و بودنت هم یک قصه بود.. تو دیگه مردی و این حرف آخر بذار عشق تو از خاطرم بره.. فکر می کردم قلبت مال منه اما انگار صد شاخه می پره.. اسمتو پاک کردم از تو دفترام بیخودی قسم نخور دیگه سخته برام.. تورو باور داشتم و میخواستمت چرا آتیش کشیدی همه باورام؟؟ کسی نگفت بهم من خودم میگم اما راستشو بخوای یه چیزی نفهمیدم.. چرا وقتی تورو از عشق خالی دیدم جای گریه به حالت می خندیدم.. شاید هم واسه اینکه دیگه بی ارزشی واسه همه عروسک نمایشی.. تو که میگذری ساده از اون همه عشق لیاقت نداری دیگه با من باشی.. پ ن1: برگشت ولی دوباره بعد عذاب دادنم بی صدا رفت.. به درک!! پ ن 2:بعد از یکسال گیتار رو گرفتم دستم سر انگشتام حسابی می سوزه ولی می ارزید یکی از آهنگای رضا صادقی رو که دوست داشتم نواختم!! پ ن3: تلاش می کنم تا فراموشت کنم، تو اصلا تلاش نکن مدت زیادی است که فراموشم کردی.. پ ن4: خدایا مرا به زمانی ببر که تنها غم زندگیم شکستن نوک مدادم بود..
|
About![]()
شیرین دروغ و دختر ترسا دروغ بود
Home
|