|
بگذار گريه كنم نه براي تو براي عشقي كه مرده است.. بگذار گريه كنم نه براي تو براي صداقت، كه كم رنگ شده است.. بگذار گريه كنم نه براي تو براي غم ها كه يكنواخت شده اند.. بگذار گريه كنم نه براي تو براي آرزو ها كه از بين رفته اند.. بگذار گريه كنم نه براي تو براي محبت ها كه ساكت شده اند.. بگذار گريه كنم نه براي تو براي آدميان كه بي تفاوت شده اند.. بگذار گریه کنم.. پ ن1: دلم ميخواد بيماري فراموشي بگيرم و فراموشت كنم.. پ ن2:
بزرگ شده ام به جان شناسنامه ام.. بزرگ شده ام و دیگر بهانه نمی گیرم نبودنت را.. و گریه نمی کنم نداشتنت را.. گهگاهی تلخیم را آه می کشم فقط.. بزرگ شده ام قد کشیده ام و دستم می رسد به سقف آرزوهام تو نیستی اما آنجا هم.. بزرگ شده ام و از تو چه پنهان به پایم تنگ شده کفشهای خوشرنگ امیدواریم و گاهی پا برهنه راه می روم روی سنگفرش تنهاییم.. بزرگ شده ام و شناسنامه ام ورق خورده و رسیده ام به آخرین برگ وقتش.. رسیده که فرم پر کنم.. امروز روز خوبی است برای پرواز.. ببخشید امروز چندم است؟؟ پ ن1: همه می گویند تا می توانی دریایی باش.. اما کسی نمی داند دل دریا هم می شکند.. پ ن2: HAPPY VALENTINE..
اگه می خوای بری برو از تو دوباره می گذرم.. نگاه به گریه هام نکن من از تو بی وفاترم.. تو اشتباه عمری که دیگه تکرار نمی شی.. ایندفعه دیگه برنگرد تو واسه ما یار نمی شی.. نه غم می خوام نه خاطره فقط بزار رها بشم.. تو این غریبی نمی خوام مجنون قصه ها بشم.. از تووی قصه هام برو دیگه به فکر من نباش.. تموم کن این قائل رو نمک رو زخم من نپاش.. همیشه بی گناه تویی همیشه تقصیر منه.. نگاه بی وفایی تو همیشه تنه می زنه.. بازم دارم می بخشمت این اشتباه آخره.. گذشتم از گناه تو شاید خدا هم بگذره.. پ ن1: خدا خیلی خیلی بد انتقام می گیره تجربه کردم!!.. پ ن2: اینقدر اون بتی رو که ساختی بپرستش که کافر شی.. پ ن3: دلم می خواد یه آدم برفی درست کنم و بعد بشینم ذوب شدنشو نگاه کنم و از ته دل بخندم.. پ ن4: چقدر بد جنس شدم من!!..
نمی دونم از کجا شروع کنم قصه ی تلخ سادگیمو.. نمی دونم چرا قسمت می کنم روزای خوب زندگیمو.. چرا تو اول قصه همه دوسم می دارن.. وسط قصه میشه سر به سر من می ذارن.. تا می خواد قصه تموم شه همه تنهام می ذارن.. می تونم مثل همه دو رنگ باشم دل نبازم.. می تونم مثل همه یه عشق بادی بسازم.. تا با یک نیش زبون بترکه و خراب بشه.. تا بیان جمعش کنن حباب دل سراب بشه.. می تونم بازی کنم با عشق و احساس کسی.. می تونم درست کنم ترس دل و دلواپسی.. می تونم دروغ بگم تا خودمو شیرین کنم.. می تونم پشت دلا قایم بشم کمین کنم.. ولی با این حرفا باز منم مثل اونام.. یه دروغ گو میشم و همیشه ورد زبونا.. یه نفر پیدا بشه به من بگه چیکار کنم.. با چه تیری اونکی دوسش دارم شکار کنم.. من باید از چی بفهمم چه کسی دوسم داره.. تو دنیا اصلا عشق واقعی وجود داره..؟؟!!
|
About![]()
شیرین دروغ و دختر ترسا دروغ بود
Home
|